رشد جمعیت، شهرگرایی شتابان و نابرابریهای روستایی- شهری مبین نقش مهم روابط و پیوندهای روستایی- شهری در اقتصاد و معیشت افراد و گروههای زیادی از جامعه است. گرچه کارشناسان و سیاستگزاران پیوسته بر نقش بالقوه این گونه روابط و پیوندها در تعدیل نابرابریهای موجود بین محیطهای روستایی و شهری تاکید دارند، اما هنوز طرح جدی مباحث علمی مرتبط با این زمینه ها به واسطه ساده انگاریهای مرسوم مغفول مانده است. تعاریف ناهماهنگ و نامناسب از این مقولات وضعیت را حادتر جلوه می دهد. به این ترتیب، علیرغم استفاده مداوم از دو اصطلاح روابط و پیوندها درمباحث مربوط، هنوز تعریف و تبیین آنها، موردی و عمدتا دلبخواه است. آشکار است که در چنین شرایطی، مبنای لازم برای فهم و درک صحیح ماهیت و نحوه اثربخشی این پدیده ها فراهم نمی آید.پیوندهای روستایی- شهری در واقع به واسطه مجموعه ای از جریانها مشخص می گردد؛ این گونه جریانها، از جمله عبارتند از جریان افراد، فناوری، سرمایه، منابع و اطلاعات. هر یک از این جریانها دارای جنبه ها و اثرگذاریهای مضاعفی هستند که به صورت پیوندهای متفاوت مکانی- فضایی و زمانی بروز می یابند و از این رو، هر یک توجه و خط مشیهای متناسب خود را می طلبند. البته، جریانها و پیوندهای حاصل از آنها تقریبا در تمام مناطق، بین عرصه های روستایی و شهری کم و بیش برقرار هستند، اما آشکار است که مقیاس و توان برد آنها بر حسب سرشت روندهای تحول فرهنگی- اجتماعی و اقتصادی محیطهای مختلف تبیین می گردد. این گونه تحولات را می توان در سه عرصه کلی بین المللی، ملی و محلی مدنظر قرار داد. علاوه بر این، پیوسته بر این نکته تاکید می شود که محیطهای روستایی، حاشیه شهری و شهری عمدتا به صورتی نظاموار (سیستمی) عمل می کنند بدینسان، توسعه روستایی و برنامه ریزی شهری باید الزاما اقداماتی توامان و هم پیوند به شمار روند. به این ترتیب، نکته اساسی در این میان آن است که هر گونه فعالیت و مداخله در یکی از این دو عرصه، پیامدهایی، چه بسا منفی، در عرصه دیگر بر جای خواهد گذارد. از سوی دیگر، سیاستهای سنجیده و متناسب می توانند در این میان به نحوی موثر و کارآمد اثربخش باشند و به تعدیل تفاوتها و نابرابریهای روستایی- شهری بیانجامند.